|
سلام
یه سلامم به اونایی که درک میکنن چی می خوام بگم امروز می خوام براتون یه غصه بگم قصه یه دختر که از خودش حصابی شاکیه یکی بود اونیکیم بود دختر قصه ما یه دختر شاد وخوشحال شر وشلوغ اونی که توی مدرسه از معلمای آقا وخانوم بگیر تا مدیرو ناظم توی فامیل از عمه وعمو تا خاله ودایی دختر خاله وپسر خاله شیطونیش معروف بود توی مدرسه اگه نیم نمره کم می گرفت آسمونو به زمین می دوخت وآخر کار استاده دلش نمیومد نمره رو بهش نده تو مهمونیا پایه هر بحثی بود از بحثای سیاسی بگیر تا جنگ ودعوا با پسرای دوست وآشنا سرثابت کردن برتری دخترا نسبت به پسرا اونقدر شلوغ با نشاط که احساس میکرد هیچ چیز نمی تونه دنیای شاد اونو خراب درد ودل های همه ی دوستاش پیش اون بود و خودش فکر میکرد هیچ وقت کسی رو نمی خواد که باهاش باشه وتنهایی از پس همه کاراش بر میاد.تا چند وقت پیشم اینجوری بود برمیومد اماحالا باورتون میشه دختر قصه من دختر گل شیطون قصه من داره تحلیل میره مسخرس اما فروغ از چشماش رفته دیگه جای شیطنت از چشماش سکوت میریزه اونقدر آروم شده که خودشم داره توی فریاد سوکوتش کر میشه باورت میشه یا مهمونی نمیره یااگرم بره باکتابی چیزی خودشو سرگرم میکنه هنوزم عشقه فوتباله اما دیگه حوصله جروبحث راجبه اونو نداره فقط با درساش خودشو سرگرم میکنه اون که اونقدر اعتماد به نفس داشت که داوطلب هر پرسشی حتی بدون آمادکی بود حالاحتی جرات خوندن چند سطرو برای کسی نداره تا جواب سوالشو نمی گرفت امکان نداشت معلم بتونه داده بده اما حالا سر کلاس صداشم در نمیاد باورش براش خیلی سخته یه مدت سعی کرد نشون نده اما نشد ازدرون داره خورد میشه همیشه دلش میخواست آروم به خانوم بشه اما حالا نه به این قیمت داره داغون میشه برای اولین بار دلش یه دوست می خواد یه دوست خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی صمیمی یکی که داد بزنه بزنه تو گوشش بگه حواست هست داری با خودت چیکار میکنی دلش فقط یه دوست میخواد یه دوست که واقعا خوب باشه فقط واسه یبار ببخشید خیلی سرتونو درد آوردم هیچ وقت فکر نمی کردم اینجوری سفره دلمو واسه کسی باز کنم اما انگار دکم دیگه جا نداشت دیگه سر رفت تا بگه کمک داد بزنه : فقط یه دوست فقط یه کمک نوشته توسط دخترگل همون دختر گل غصه ما
سلام سلام خوبین .نمی دونم چرا این قدر دیر به دیر سر میزنم شاید بازم باید یه بهانه باشه مثل حالا.... یه بهانه برای تبریک ی تولد تولد بهترین دختر خاله دنیا یه مهتاب بی یه دختر خاله که می دونم داشتش آرزوی همس سوز به دلتون چون من دارمش البته بهتره بگم خانوم دکتر تولد مبارک بماندکه شما که واسه قبول شدن دختر خاله ما تو دانشگاه به ما تبریک نگفتی انشاا.. چند سال دیگه میام تولدتو تو مطبت تبریک میگم اوه اوه خیلی جدی شد برات ۱۹۹۲اتفاق خوب آرزو می کنم ودادمیزنم: مهتاب بی همتای راست یه جیز دیگه: ۱۳۷۱گوسفندوقصابشم آرزو میکنم گرفتی که چی میگم )راستی دوستان با این که می دونم خیلی دیره اما این ایامو تسلیت میگم)
در دلم بود که بی دوست نباشم هر گز چه توان کرد که سعی من ودل باطل بود
-
یه شبه مهتاب ماه میاد تو خواب منو..... اما نه شبش مهتاب بود ولی ماهش تو خواب نبود. توی بیداری بیداری بود. یه شبه مهتاب پاییزی خدا جونه مهربون یه ماه خوشگل به خانواده ماداد اون شب من هنوز به دنیا نیومده بودم اما ماهه اون شب مهتاب وقتی من بزرگ شدم شد یه ماه خوبو مهربونو مهتابی به خوبی و قشنگیه ماه توی آسمون توی دل من یعنی دختر خالش حالا ماهه ما شده یه دختر خانومه جیگر ۱۸آذر تولد ماهه مهتابه دله منه دختر خاله ی خوشگلم مهتابه عزیزم تولدت مبارک فکر کنم زیادی رمانتیک وپروانه ای شد تولدت مبارک آقا خلاصه این که تولدت مبارک گه این خیلی کوچیک بود ببخشید وقتی دیدمت تلافیشو در میارم
سلام سلام سلام سلام منو که یادتون نرفته گل دختر من که دلم خیلی براتون تنگ شده بود بعد از این همه دوری ازنت و وبلاگ ها نمی دونی چه صفایی داره وقتی دوباره کانکت می شی تازه اونم دوری که همچین با صفا نباشه آخه می دونید چیه چند روز بعد ازآخرین آپی که کردم جواب مساحبه مدرسه ای که دوست داشتم برم به دستم رسید توش قبول شده بودم ویه آزمون مونده بود که باید می دادم منم که از مدرسه سال گذشتم با این که بدم نبود بیزار بودم خودمو قرنطینه کردم تا مثلا درس بخونم وحتما تو آزمون قبول بشم . همینم باعث شد تا جواب آزمون دوم که آخرای شهریور بود دور اینترنت چند تا مهمونی خانوادگی روخط بکشم .درسته این مدت همش با درس همراه بود ومسلما هر چیزی که با درس همراه باشه اصلا شیرین نیست ولی خلاصه تو آزمون قبولی رو گرفتم و الانم دارم تو اون مدرسه درس می خونم .تازه بعدشم درگیر درس وامتحان اول ماه وآخر ماه و وسط ماه وپیشرفت تحصیلی وپس رفت تحصیلی وخلاصه یواش یواش همه چیزو شکل امتحان می بینم.حالااینها رو ولش کنید مهم اینه که الان وقت پیدا کردم که دوباره یه سری به اینتر نت بزنم پس تا آپ بعدیم که امیدوارم زود باش. زیبایی گل را برای زندگیتان وکوتاهی عمرش را برای غمهایتان آرزو می کنم
من آبادی نمی خواهم.خرابم کن خرابم کن بسوزان .شعله ام کن.دردرون شعله آبم کن
خوشا آن شب که با آهی بسوزم هستی خود را خدایا تا گریزم زین شب خاکی.شهابم کن
به نعمت نیستم مایل خدای خانه را خواهم مرا گر عاشق صادق نمی دانی جوابم کن
اگر جنت بود بی تو.وگردوزخ بود با تو ز جنت ها گریزانم.به دوزخ ها عزابم کن
زشرم تنگ دستی.می گریزم از تهی دستان مرا ای دست قدرت یا بمیران یا سحابم کن
دلم خواهد بسوزم.تا به عالم روشنی بخشم توای مهر آفرین در برج هستی آفتابم کن
پس از مرگم تو ای افسانه گوسوز نهانم را ببر در قصه ها افسانه صدها کتابم کن
در کوچه های حسرت در پی یک ذره نورمحبت هاج و واج می چرخیدم.پر پیچ وخم پر از صدای سنگین سکوت.... از کوچه که بیرون آمدم .ناگاه به چیزی از جنس مبهم برخورد کردم 0 توده ای بیگانه که تا کنون ندیده بوده بودمش.....به حرف آمد:از دیدنت خوشحالم من محبت هستم.گفتم واقعا؟؟چغدر عالی. مدت هاست دنبالت میگردم. گفت : آدرس را ااشتباه آمده بودی .من در کوچه ی حسرت نمی نشینم .از همان ابتدای خلقت در وادی عشق سکنی داشتم .می دانی کجاست؟نه تا به حال از عشق چز اسمی هیچ نفهمیدم. ادرس راحتی داردکشور عشق.استان عشق.شهر عشق.خیابان عشق.کوچه عشق.ساختمان محبت...جای من در تمام آن جاهایی است که عشق در رفت آمد است.من همواره در جست و جوی آن هایی هستم که به دنبال من می گر دند تا دست هایشان را بگیرم... و بلند شد می خواست برود که دوباره گفت:دست های محبت در زند گیمان بسیارن فقط کافیست مسیر را اشتباه نرویم وبرای بدست آوردن محبت............ ماهم به دیگران محبت کنیم
اگر تمام شب را برای از دست دادن خورشید گریه کنی
لذت دیدن ستاره ها را از دست خواهی داد شکسپیر
کودک با دقت به نوک درخت چنار که بر روی آن لانه کلاغ پیربود چشم دوخت.قار قار کلاغ و زوزه با د سر ما را به یا د پسرک می آورد.لانه کلاغ به خواطر تکاپوی او برای گرم نگه داشتن ان گرم بود ولی خانه بای پسر معنایی نداشت . پاکت های فال حافظاز دستش بر روی سنگ فرش سرد و بی روح ریخت.هشت سال بیشتر نداشت اما ناگذیر باید کار می کرد پس ناچار بود کار را دوست داشته باشد.کلاغ آواز بلندی سر داد و به آسمان پرواز کرد. پسرک لبخند زد پاکت ها را جمع کرد و به سمت بوفه پارک به راه افتاد.چای داغ سر ما را فراری می داد...........
|
About![]()
یه گل دختر تنها میون این همه آدم Archivesهفته اوّل دی 1390هفته سوم آذر 1390 هفته دوم آبان 1390 هفته سوم آذر 1389 هفته سوم آبان 1389 هفته دوم تیر 1389 هفته سوم خرداد 1389 هفته دوم خرداد 1389 هفته اوّل خرداد 1389 Links
تنهایی اشک پسر پاییزی |